بیش از نیم قرن از زمانی میگذرد که هلموت گرنشایم، تاریخدان عکاسی سوئیسی، اولین عکس دائمی جهان* را در سال ۱۹۶۳ به دانشگاه تگزاس اهدا کرد تا به نمایش عمومی گذاشته شود. این مقاله نگاهی است به داستان پشت عکس «نمایی از پنجره در لو گراس» اثر نیسفور نیپس، قدیمیترین عکس شناختهشده جهان که با دوربین گرفته شده است.
هیچ چیز مانند دیدن تاریخ در مقابل چشمانتان نیست. اینکه به طور فیزیکی در یک مکان یا در مقابل یک اثر باستانی باشید که نمایانگر رشتهای پیوسته به چیزی مهم در زمان حال است.
مثل حسی که در جیمزتاون، ویرجینیا داشتم، وقتی روی ساحل شمالی در پیچوتاب رودخانه جیمز ایستادم، چشمانم را بستم، بوی آب شور را استشمام کردم و خودم را به سال ۱۶۰۷ بردیم، زمانی که گروه کوچکی از ساکنان بومی با حیرت شاهد ورود اولین مهاجران دائمی انگلیسی به دنیای جدید در کشتیهای بادبانی بلندشان بودند.
یا زمانی که در موزه ملی هوا و فضا در واشنگتن دیسی، هواپیمای اصلی برادران رایت از سال ۱۹۰۳ را دیدم و سپس به کیتی هاوک، کارولینای شمالی سفر کردم، جایی که برادران رایت آن را چند صد فوت بالاتر از تپههای شنی به پرواز درآوردند.

شاید این اتفاق به پای سکونت در یک قاره یا اختراع یک روش جدید سفر نرسد، اما وقتی «نمایی از پنجره در لو گراس»، قدیمیترین عکس جهان* را در یک ویترین در آستین، تگزاس دیدم، همان احساس حیرت را داشتم. بگذارید به شما بگویم چگونه در مرکز هری رانسوم در محوطه دانشگاه تگزاس در آستین ایستاده بودم و به اولین عکس جهان که توسط ژوزف نیسفور نیپس، اولین عکاس جهان گرفته شده بود، خیره شده بودم.
ارتباط فرانسوی
بسیاری از مردم لوئی ژاک مانده داگر را به عنوان «پدر عکاسی» میشناسند. در حالی که او ممکن است اولین کسی بوده باشد که عکاسی را با داگروتیپهایش عملی کرده است آن صفحات کوچک و زیبای مسی (نقرهای) صیقلدادهشده که جزئیات شگفتانگیزی را نشان میدهند اما در واقع شریک بداقبال او، نیسفور نیپس، اولین عکاس جهان بود.

ژوزف نیسفور نیپس چیزی بود که گاهی به آن «دانشمند نجیبزاده» میگویند. در اوایل قرن نوزدهم، این امر غیرمعمول نبود مردان میانسال (عمدتاً) که از نظر مالی مستقل بودند، وقت آزاد داشتند و کنجکاوی یکجانبهای درباره جهان اطراف خود داشتند. آنها مخترعان و سازندگان آماتوری بودند که بسیاری از اکتشافات مهم را برای ما به ارمغان آوردند: مایکل فارادی (ژنراتور)، گریگور مندل (ژنتیک) و حتی چارلز داروین.
نیپس به همراه برادر بزرگترش کلود، مخترعان و سازندگان پرکاری بودند که روی پروژههایی با هم همکاری میکردند. پس از خدمت نظامی، آنها کار روی پیرهئولوفور، اولین موتور احتراق داخلی جهان را آغاز کردند و برای آن در سال ۱۸۰۷ حق اختراع دریافت کردند. برادران ۲۰ سال بعد و بیشتر ثروت خانوادهشان را صرف بهبود و تلاش برای تجاریسازی پیرهئولوفور کردند.
اما نیسفور نیپس همچنین علاقهای به استفاده از نور برای بازتولید تصاویر، به ویژه در ترکیب با دوربین تاریکخانهای (دوربین جعبهای آن زمان) داشت و آزمایشهای خود را به طور جدی از حدود سال ۱۸۱۶ آغاز کرد، در حالی که برادرش مشغول کار روی پیرهئولوفور بود.
بورگوندی
وقتی در حال آمادهسازی برای سفر به جشنواره عکس آرل در جنوب فرانسه برای یک سفر مشاورهای بودم، فکر کردم: چرا بیشتر درباره تاریخ عکاسی تحقیق نکنم؟ به هر حال در فرانسه خواهم بود، پس چرا تمام تلاشم را نکنم و ببینم همه چیز از کجا شروع شده است؟ چند روز اضافی در پایان سفر برنامهریزی کردم تا بتوانم نقطه صفر را پیدا کنم.
اگر از آرل به سمت شمال در جادههای اصلی حرکت کنید، در نهایت وارد منطقه بورگوندی میشوید که بیشتر به خاطر شرابش معروف است. و در گوشه جنوب شرقی که رودخانه سون از آن میگذرد، شهر شالون-سور-سون (با جمعیت فعلی ۴۸,۰۰۰ نفر) قرار دارد که نیسفور نیپس در آنجا متولد شد و بیشتر عمرش را در آنجا گذراند.
او یکی از «افراد برجسته» مرتبط با این شهر است (دیگری یک جاسوس دوگانه در جنگ جهانی دوم بود) و روستای کوچک سن-لو-دو-وارن، جایی که خانه و کارگاه روستایی او قرار داشت. شما واقعاً نمیتوانید حضور نیپس را در اینجا با موزهها، چندین پارک، پلاکها و مجسمههایی که به یاد او ساخته شدهاند، از دست بدهید.

پس از بازدید از موزه نیپس در شالون (موزه نیسفور نیپس)، خانهای را دیدم که او در آن متولد شده بود، اما میخواستم جایی را ببینم که همه چیز اتفاق افتاده بود، که در شهر نبود، بلکه در لو گراس، املاک خانوادگی او در فاصله شش کیلومتری در روستای سن-لو-دو-وارن (با جمعیت ۱,۰۰۰ نفر) قرار داشت.
جایی که همه چیز اتفاق افتاد
در سال ۱۹۹۹، مدرسه عکاسی فرانسوی اسپئوس مستاجر اقامتگاه خصوصی املاک لو گراس نیپس شد، زمانی که بنیانگذار مدرسه، عکاس پیر-ایو مائه، بخشی از خانه را که نیپس به عنوان آزمایشگاه-کارگاه خود استفاده میکرد، اجاره کرد. با ژان-لوئی مارینییه، دانشمند مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه، آنها شرایط کاری نیپس را بازسازی و احیا کردند و محل آزمایشهای عکاسی او را دوباره کشف کردند.

من در یک روز گرم و آفتابی تابستان به لو گراس رسیدم. پس از ملاقات با راهنمای خصوصیام (اورلی) در کافه/فروشگاه موزه لوبیسترو در نزدیکی، به بازدید از خانه رفتیم.

خانه بزرگ، که بخشی از آن اکنون به موزه تبدیل شده است، در انتهای یک جاده شنی و آرام قرار دارد که به زودی از روی خط راهآهن عبور میکند. ما از درب کوچک جلو وارد شدیم، از پلههای باریک به طبقه دوم (طبقه اول در فرانسه) رفتیم و وارد اولین اتاق از دو اتاق اصلی شدیم. این اتاق شامل نسخههایی از دوربینهای تاریکخانهای کوچک او و همچنین بازتولید تصاویر بود. اما من به سمت اتاق دوم میرفتم.
من در ورودی «اتاق» ایستادم و همه چیز را بررسی کردم. این یک فضای دلنشین با دو پنجره بزرگ در دو طرف شومینه بود. دو میز وجود داشت که مواد شیمیایی و ابزارهای مختلفی را که نیپس در آزمایشهای متعدد خود استفاده کرده بود، نمایش میدادند و در سمت دور، یک دوربین تاریکخانهای بزرگ روی پایه بلندی قرار داشت و به سمت پنجره دور اشاره میکرد. این دوربین یک کپی دقیق از دوربین واقعی است که نیپس استفاده کرده و در موزه نیپس در شالون قرار دارد.


من به آرامی به سمت دوربین رفتم، به سمت پنجره باز چرخیدم و آنجا با چشمان خودم دیدم: «نمایی از پنجره در لو گراس». من به نمای واقعی حیاط نگاه میکردم.

تقریباً. چند چیز تغییر کرده بود. اول از همه، بیشتر ساختمانها و اشیاء موجود در عکس مدتهاست که ناپدید شدهاند. این انتظار میرود پس از ۱۸۷ سال و چندین مالک خانه. و خود پنجره، همانطور که مشخص شد، ۷۰ سانتیمتر به چپ منتقل شده بود تا جا برای شومینه و دودکش باز شود. اما اینها نکات جزئی هستند، درست است؟ منظورم این است که من اینجا روی تختههای کف پهن واقعی ایستاده بودم (که توسط مائه دوباره کشف شده بود) که نیپس روی آنها راه رفته بود تا اولین عکس موجود در تاریخ را ایجاد کند. با نسیم ملایمی که از پنجره باز میوزید، چشمانم را بستم و خودم را در سال ۱۸۲۶ یافتم. فوقالعاده بود!
چگونه این اتفاق افتاد
پس از اینکه در سال ۱۸۱۳ موجی از علاقه به لیتوگرافی فرانسه را فرا گرفت، نیسفور نیپس شروع به آزمایش با چاپ لیتوگرافی کرد اما با یک تفاوت: او طرحهای حکاکیشده روی کاغذ یا پوست را برمیداشت، آنها را با روغن جلا میپوشاند تا نیمهشفاف شوند، سپس آنها را روی صفحات فلزی که با محلولهای حساس به نور مختلفی که خودش ساخته بود پوشانده شده بودند، قرار میداد و آنها را در معرض نور خورشید قرار میداد، فرآیندی که او آن را «هلیوگرافی» (نوشتن با نور خورشید) نامید. او سپس صفحات را با اسید حکاکی کرد، آنها را تمیز کرد و از آنها برای چاپ نهایی روی کاغذ استفاده کرد.
در طول این آزمایشهای لیتوگرافی، او همچنین با قرار دادن صفحات حساس به نور در پشت دوربین (دوربین تاریکخانهای) آزمایش کرد، اما نتوانست از محو شدن تصاویر جلوگیری کند، مشکلی که همه آزمایشکنندگان اولیه عکاسی را تحت تأثیر قرار داده بود. حدود سال ۱۸۱۶، نیپس دریافت که بهترین نتایج را زمانی به دست میآورد که از محلول قیر یهودا (آسفالت) استفاده میکند، مادهای که قدمت آن به مصر باستان بازمیگردد.

سرانجام، در سالهای ۱۸۲۶–۱۸۲۷ (سال دقیق مورد بحث است)، فرآیند شیمیایی، قدرت دوربین، تلاش موفق برای ماندگاری و کنجکاوی ترکیبی مخترع همگی با هم ترکیب شدند: ژوزف نیسفور نیپس اولین عکس دائمی از طبیعت را با استفاده از دوربین گرفت. اینگونه بود که او این کار را انجام داد: او یک صفحه فلزی از جنس پیوتر (آلیاژی از قلع، مس و سرب) را با همان محلولی که در آزمایشهای قبلی خود استفاده کرده بود پوشاند و صفحه را درون دوربینی قرار داد که از پنجره طبقه بالا خانهاش در لو گراس به بیرون نگاه میکرد.
پس از حداقل هشت ساعت نوردهی، صفحه با مخلوطی از روغن اسطوخودوس و نفت سفید شسته شد و قسمتهایی از قیر که توسط نور سخت نشده بودند، حل شدند. نتیجه یک تصویر مثبت مستقیم بود که در آن قسمتهای روشن توسط قیر و قسمتهای تاریک توسط فلز لخت نشان داده شده بودند. این یک عکس تاریخی و منحصربهفرد از منظره بود که «نمایی از پنجره…» را نشان میداد. قدیمیترین عکس جهان.

اگر میخواهید بیشتر بدانید، اینجا یک ویدیوی عالی وجود دارد که خانه و نحوه کشف مائه و مارینییه از کارهای نیپس و محل آن را توضیح میدهد:
مشکلات نیپس
در سپتامبر ۱۸۲۷، نیپس به انگلستان سفر کرد تا برادر بیمارش را که در حال تبلیغ پروژه مشکلدار پیرهئولوفور بود، ملاقات کند. اما برادرش درگذشت و پیرهئولوفور رها شد و نیپس عملاً ورشکسته شد.
در حالی که در انگلستان بود، او به گیاهشناس فرانسیس باوئر معرفی شد. باوئر اهمیت کار نیپس را تشخیص داد و او را تشویق کرد تا پیشنهادی برای ارائه به انجمن سلطنتی در لندن درباره آن بنویسد. اما پیشنهاد او رد شد زیرا نیپس محافظهکارانه تصمیم گرفت فرآیند خود را به طور کامل افشا نکند. نیپس دلسرد شده به فرانسه بازگشت.
پس از بازگشت به لو گراس، نیپس به آزمایشهای خود ادامه داد. در سال ۱۸۲۹، او موافقت کرد تا یک مشارکت ۱۰ ساله با لوئی-ژاک-مانده داگر برقرار کند. نیپس به آزمایشهای خود با هلیوگرافی ادامه داد و رویای شناخت و موفقیت اقتصادی را در سر میپروراند، تا اینکه در سال ۱۸۳۳ به طور غیرمنتظره بر اثر سکته درگذشت (او ۶۸ سال داشت). پسرش (ایزیدور) سهم پدرش در مشارکت با داگر را به عهده گرفت، اما اوضاع از آنجا به بعد رو به افول گذاشت و داگر به ستاره بزرگ عکاسی تبدیل شد و نیسفور نیپس به تدریج به فراموشی سپرده شد. تا سال ۱۹۵۲.
حالا من فقط باید به ایالات متحده بازمیگشتم تا شیء واقعی را ببینم، که معلوم شد بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که فکر میکردم.
بازگشت به دانشگاه
سالها بود که به محوطه دانشگاه تگزاس بازنگشته بودم (من مدرک کارشناسی خود را از آنجا گرفتم). از قبل تماس گرفته بودم و قرار ملاقاتی با روی فلوکینگر ترتیب داده بودم، که یک کیوریتور ارشد تحقیقاتی در مرکز هری رانسوم است، مرکزی که مأموریت آن پیشبرد مطالعه هنر و علوم انسانی است و درست در محوطه دانشگاه و در فاصلهای نزدیک از برج نمادین دانشگاه تگزاس (محل تیراندازی وحشتناک چارلز ویتمن، که یک ماه قبل از ثبتنام من در دانشگاه اتفاق افتاد) قرار دارد.
پس از رد شدن نیپس توسط انجمن سلطنتی در انگلستان در سال ۱۸۲۷، او یک یادداشت دستنویس و چند نمونه از هلیوگرافهای خود (از جمله «اولین عکس») را نزد فرانسیس باوئر گذاشت، که آنها را برچسب زد و کنار گذاشت.
در طول بقیه قرن نوزدهم، اولین عکس از املاک باوئر به دست افراد مختلفی افتاد و پس از آخرین نمایش عمومی آن در سال ۱۹۰۵، از دیدها ناپدید شد. سپس، تقریباً ۵۰ سال بعد (در سال ۱۹۵۲)، تاریخدان و کلکسیونر عکاسی، هلموت گرنشایم، توسط بیوه گیبون پریچارد تماس گرفته شد؛ او صفحه نیپس را در املاک شوهرش پس از مرگ او پیدا کرده بود. گرنشایم اصالت اولین عکس را تأیید کرد و آن را برای مجموعه عظیم عکسهای خود به دست آورد. به لطف تحقیقات و کار کارآگاهانه گرنشایم، کشف دوباره او نیپس را به جایگاه واقعی خود به عنوان مخترع عکاسی بازگرداند.
وقتی هری رانسوم مجموعه گرنشایم را در سال ۱۹۶۳ برای دانشگاه تگزاس در آستین خرید، هلموت گرنشایم پس از آن هلیوگراف نیپس را به این مؤسسه اهدا کرد. این چیزی بود که من میخواستم به طور مستقیم ببینم.

روی در دفتر کارش به من خوشآمد گفت و در مورد سفر من به فرانسه صحبت کردیم. او هنوز به خانه نیپس نرفته بود، بنابراین کنجکاو بود که من چه چیزی دیدهام. سپس او مرا به طبقه همکف برد تا صفحه را ببینم. با کمک دانشمندان مؤسسه حفاظت گتی در لسآنجلس، آنها یک اتاق ویژه برای آن طراحی و ساخته بودند که دارای یک محفظه شیشهای کنترلشده محیطی پر از گاز بیاثر بود و به طور مداوم توسط هر دو مرکز و گتی نظارت میشد.
اتاق کوچک (تصویر زیر را ببینید) دو ورودی (برای ورود و خروج) دارد و روی عقب ایستاد تا من بتوانم تنها در اتاق باشم.

من بالاخره اینجا بودم و به شیء مورد نظر خود نگاه میکردم: صفحه نیپس. وای خدای من، با خود فکر کردم، نفسی کشیدم: این اولین عکس است. عکس واقعی. نه یک بازتولید، بلکه اصل آن. دقیقاً جلوی من.

این عکس در قاب طلایی سبک امپراتوری اصلی خود قرار داشت و خود عکس کوچک به نظر میرسید (فقط ۱۶×۲۰ سانتیمتر یا ۶٫۳×۷٫۹ اینچ)، اما چیزی که بیشتر از همه مرا تحت تأثیر قرار داد این بود که من نمیتوانستم تصویر را ببینم! خودم را در حالی یافتم که به یک تکه فلز صیقلی خیره شدهام. اما با یادآوری حرفهای روی و دیگران، شروع کردم به حرکت کردن از حالت عمودی و با حرکت کردنم، تصویر را کمکم میدیدم.
در نهایت به هر طرف خم شدم و چمباتمه زدم تا تصویر را تشخیص دهم، که بالاخره موفق شدم. نتوانستم دید بهتری از آنچه در تصویر زیر میبینید به دست آورم، اما میتوانم تأیید کنم که تصویر وجود دارد. از روی پرسیدم که آیا دشواری در دیدن تصویر به دلیل محو شدن یا تخریب محیطی است، و او فقط خندید. «به هیچ وجه،» گفت. «جزئیات کمرنگ هستند، درست است، اما نه به دلیل محو شدن، بلکه به دلیل نوردهی کم نیپس به صفحه.» جالب است که به یک نوردهی ۸ ساعته به عنوان نوردهی کم فکر کنیم!

برای کمک به خواننده کنجکاو تا آنچه را که در این بازتولید آخر از صفحه واقعی نیپس میبیند (یا نمیبیند) تشخیص دهد، اینجا یک طرح (زیر) وجود دارد که توسط هلموت گرنشایم کشیده شده و عناصر کلیدی را نشان میدهد. از چپ به راست: کبوترخانه (اتاق زیرشیروانی خانه)، درخت گلابی، انبار با سقف شیبدار، نانوایی با دودکش، و در سمت راست، بال دیگر خانه. همانطور که قبلاً گفته شد، بیشتر این عناصر دیگر وجود ندارند.

چیزی که واقعاً جالب است (و در ابتدا کمی گیجکننده) هنگام مشاهده یک بازتولید از این تصویر (که بهتر در بالای این مقاله دیده میشود) این است که به نظر میرسد سایههایی در هر دو طرف حیاط وجود دارد. ممکن است؟ قطعاً، اگر شما یک نوردهی ۸ ساعته انجام دهید و خورشید در تمام آن زمان در حال حرکت در آسمان باشد. امتحان کنید و ببینید!
ماموریت انجام شد
اگرچه اختراع عکاسی ممکن است به پای الکتریسیته یا پرواز سرنشیندار نرسد، اما همانطور که همه میدانیم، تأثیرات عمیقی بر این جهان و مردم آن داشته است. توانایی ثبت یک نمای از جهان (یا همانطور که نیپس خود در سال ۱۸۲۸ نوشت: «…برای کپی کردن طبیعت با بالاترین وفاداری»)، نگه داشتن آن، به اشتراک گذاشتن آن… اکنون بخش مهمی از زندگی ماست، اما به یاد داشته باشید که این فقط ۲۰۰ سال پیش یک رویا بود. رویای چند نفر، مانند ژوزف نیسفور نیپس، و اکنون توسط میلیونها نفر انجام میشود. پیشرفت در هنر و علم همیشه مدیون کسانی است که قبل از ما آمدهاند، و من خوششانس هستم که به طور مستقیم عکسی را تجربه کردهام که سنگ بنای فرآیند عکاسی است، فرآیندی که جهان ما را به شدت متحول کرده است.

مکانهایی برای بازدید
مرکز هری رانسوم: دانشگاه تگزاس در آستین
اولین عکس به طور دائمی به نمایش گذاشته شده است. ورودی رایگان.
موزه نیسفور نیپس (شالون-سور-سون)
هر روز به جز سهشنبهها و تعطیلات باز است. ورودی رایگان.
*مرکز هری رانسوم با دقت اولین عکس را به عنوان «اولین عکس دائمی از طبیعت» توصیف میکند. اسپئوس آن را اینگونه مینامد: «قدیمیترین عکس موجود در تاریخ.» نویسنده به سادگی آن را «قدیمیترین عکس جهان» مینامد.
منبع: پتاپیکسل